محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

442

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

جايگاه كرامت انسانى پيش برد و به رستگارى رساند كه سر نيزه‌هايشان كندى نپذيرفت و پيروز شدند و جامعه آنان استحكام گرفت . به خدا سوگند ! من از پيشتازان لشكر اسلام بودم تا آنجا كه صفوف كفر و شرك تار و مار شد . هرگز ناتوان نشدم و نترسيدم ؛ هم‌اكنون نيز همان راه را مىروم ، پرده باطل را مىشكافم تا حق را از پهلوى آن بيرون آورم . مرا با قريش چه كار ! به خدا سوگند ، آن روز كه كافر بودند با آنها جنگيدم ، و هم‌اكنون كه فريب خورده‌اند ، با آنها مبارزه مىكنم . ديروز با آنها زندگى مىكردم و امروز نيز گرفتار آنها هستم . به خدا سوگند ! قريش از ما انتقام نمىگيرد جز به آن علّت كه خداوند ما را از ميان آنان برگزيد و گرامى داشت . ما هم آنان را در زندگى خود پذيرفتيم ، پس چنان بودند كه شاعر گفته است : « به جان خودم سوگند ، هر صبح از شير صاف نوشيدى و سر شير و خرماى بىهسته خوردى . ما اين مقام و عظمت را به تو بخشيديم در حالى كه بلند مرتبت نبودى و در اطراف تو با سواران خود تا صبح نگهبانى داديم و تو را حفظ كرديم . واژه‌شناسى بوّأ : آماده ساخت . صفاتهم : جمع « صفاة » به معناى سنگ سخت . الساقة : افرادى كه در صفوف پايانى سپاه ، سربازان را به جلو مىرانند . بحذافيرها : به طور كامل . مفتون : منحرف از حق .